شب چله...

پبشینهٔ جشن یلدا ( شب چله )

 
یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است و پیروان میتراییسم آن را ازهزاران سال پیش در ایران برگزار می‌کرده‎اند. در این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است. بسیاری بر این باورند که ریشهٔ پاس‌داشت شب چله میراث قوم کاسپیان‌ است. کاسپ‌ها از اولین اقوام آریایی هستند که وارد ایران شدند.

 ان‌ها مردمانی با چشم‌های کبودرنگ و موهای بور بودند که ابتدا در گیلان امروزی سکنی گزیدند و پس از چندی به نقاط دیگر ایران مهاجرت کردند. کاسپ‌ها قوم نیرومندی بودند و تمدن توانمندی را پایه‌گذاری کردند. از جمله تمدن‌های آبی (Hydraulic Civilizations) که می‌توان از زیگورات چغازنبیل، آسیاب‌ها و قنات‌های دزفول و شوشتر به‌عنوان آثار باقی‌مانده از تمدن کاسپ‌ها نام برد.

هم‌چنین پل‌های بسیاری با نام آناهیتا در سراسر ایران ساختند و با ساخت چهارتاقی‌هایی توانستند انحراف ۲۳ درجهٔ مدار زمین در گردش به دور خورشید را اندازه‌گیری کنند. کاسپ‌ها با استفاده از این ابزار به تقویمی دقیق دست یافتند و دریافتند که پس از آخرین شب پاییز بر طول روزها اندک‌اندک افزوده شده و از طول شب‌های سرد کاسته می‌شود.

این جشن در ماه پارسی «دی» (تولد دوباره خورشید) قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان بوده‌است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد. واژهٔ روز (DAY) در زبان انگلیسی (که همریشه با زبانهای کهن آریایی است) نیز از نام این ماه برگرفته شده‌است. نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه‌هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه‌هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می‌برند.

روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاه‌تر نشانه‌ای از غلبهٔ تاریکی و اهریمن بر زمین. هنگام توسعهٔ آیین مهر در اروپا، مراسم شب چله به عنوان روز زایش مهر و نور و راستی با شکوه تمام برگزار می‌شده‌است و پس از استیلای مسیحیت در اروپا، آداب و رسوم آیین مهر که در زندگی مردم و به‌خصوص در میان رومیان نفوذ کرده بود هم‌چنان باقی ماند اما با آمدن دین جدید رنگ نباخت.

تا سال ٣٥٠ میلادی تمام فرقه‌های مختلف مسیحیت متفق‌القول روز ششم ژانویه را روز میلاد مسیح می‌دانستند ولیکن نفوذ آیین مهر کلیسای روم را بر آن داشت تا روز تولد عیسی مسیح را مطابق با تولد مهر یا میترا قرار دهد تا از التقاط این دو مناسبت نفوذ بیشتری بر زندگی مردم داشته باشد و بزرگ‌ترین جشن آیین مهر را در خود حل کنند. با قدرتمند شدن کلیسای رم و پس از گذشت زمان، فرقه‌های دیگر مسیحیت به این سمت و سو گرویدند. لیکن هنوز کلیسای ارمنی و ارتدوکس شرقی روز ششم ژانویه را روز میلاد مسیح می‌دانند.

آن‌چه از نظر پژوهشگران مسلم است این است که ٢١ یا ٢٥ دسامبر با توجه به اشاره‌های انجیل به فصل زراعت و اعتدال هوا و هم‌چنین تاریخ دوران اولیه‌ی مسیحیت ، روز میلاد عیسی مسیح نیست و نفوذ آیین مهر در رسوم کلیسا نیز غیرقابل‌انکار است. نخستین مایه‌های جشن کریسمس وایلانوت میراث و هدیه‌ی ایران کهن به جهانیان است که خود تا به امروز در زنده‌نگه‌داشتن آن کوشیده‌است.

ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» می‎‎پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن می‎گرفتند و گرد آتش جمع می‎شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می‌کردند.آن گاه خوانی الوان می‌گستردند و «میزد» نثار می‌کردند. «میزد» نذری یا ولیمه‎ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین‎های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‎ها و فرآورده‎های خوردنی فصل و خوراک‎های گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه‌ای که آن را «میزد» می‌نامیدند، بر سفره جشن می‌نهادند.

ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه‌های البرز به انتظار باززاییده‌شدن خورشید می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها (نیایشگاه‌های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می‌شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شبهنگام دعایی به نام «نی ید» را می‌خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده‌است.

روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان , این روز را خرم روز یا خره روز می‌نامیدند). در این روز عمدتاً به این لحاظ از کار دست می‌کشیدند که نمی‌خواستند احیاناً مرتکب بدی کردن شوند که میترائیسم ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می‌شمرد.

 ریشه واژه یلدا

واژه «یلدا» واژه ایست برگرفته از زبان سریانی (که از لهجه های متداول زبان «آرامی» است) به معنای تولد. زبان «آرامی» یکی از زبان های رایج در منطقه خاورمیانه و زبان اصلی نگارش کتب عهد جدید مسیحیان بوده است. (برخی بر این عقیده اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبا از راست به چپ نوشته می شده , وارد زبان پارسی شده است).

تأثیر یلدا در جشن‌های دیگر اقوام

برخی مورخان معتقدند که بیشتر رسوم دین مسیحیت از مهرپرستی(خورشید پرستی) و یا میتراییسم برگرفته شده‌است. مانند تولد مسیح در یک آغل که که به گفته آنها برگرفته شده از تولد میترا در غار است و همچنین شب میلاد مسیح که مصادف با یلدا می‌باشد , و همچنین درخت سرو و کاج که در آیین مهر با ستاره‌ای بر فرازش تزیین می‌شد. (ستاره نشانه ایست که بازرگانان را راهنمایی می‌کند تا به میترا در غار برسند - درخت سرو را از این روی دوست داشتند که نماد آزادگی و مقاومت در برابر تاریکی بود که آثارش را در ادبیات فارسی می‌توانیم به وفور بیابیم - درخت کاج از این روی در کشورهای اروپایی مرسوم شد که محیط طبیعی آنها برای رویش کاج بهتر بود). مورد دیگر شباهت کلاه بابانوئل با کلاهی شبیه کلاه موبدان آیین مهر است.

البته آن طور که از متون مقدس مسیحیان (کتاب مقدس : عهد جدید) برمی آید، تولد عیسای مسیح در یکی از اعتدالین (اعتدال بهاری یا پاییزی) صورت گرفته است و نه در زمستان.(چنانکه در «انجیل» آمده است که در زمان تولد مسیح «چوپانان گله های خود را به چرا می بردند») همانگونه که مورخین قرون اولیه انتشار مسیحیت روایت می کنند، تغییر تاریخ جشن میلاد مسیح(کریسمس) و انطباق آن بر سالروز تولد میترا، توسط کنستانتین کبیر و به مشاورت کلیسا، به منظور جایگزین نمودن آن با جشن انقلاب زمستانی یا زادروز خورشید بوده است.

در حدود ۴۰۰۰ سال پیش در مصر باستان جشن «باززاییده‌شدن خورشید»، مصادف با شب چله، برگزار می‌شده‌است. مصریان در این هنگام از سال به مدت ۱۲ روز، به نشانهٔ ۱۲ ماه سال خورشیدی، به جشن و پای‌کوبی می‌پرداختند و پیروزی نور بر تاریکی را گرامی می‌داشتند. هم‌چنین از ۱۲ برگ نخل برای تزیین مکان برگزاری جشن استفاده می‌نمودند که نشانهٔ پایان سال و آغاز سال نو بوده‌است.

در یونان قدیم نیز , اولین روز زمستان روز بزرگ‌داشت خداوند خورشید بوده‌است و آن را خورشید شکست‌ ناپذیر، ناتالیس انویکتوس، می‌نامیدند(که از ریشهٔ کلمهٔ ناتال که در بالا اشاره شد برگرفته شده‌است و معنی اش , میلاد و تولد است). ریشه‌های یلدا در جشن دیگر مرسوم در یونان نیز باقی مانده‌است از مهم‌ترین این جشن‌های می‌توان به جشن ساتورن اشاره کرد.

در قسمت‌هایی از روسیه‌ی جنوبی , هم‌اکنون جشن‌های مشابهی به‌مناسبت چله برگزار می‌کنند. این آیین‌ها شباهت بسیاری با مراسم شب چله دارد. پختن نان شیرینی محلی به صورت موجودات زنده، بازی‌های محلی گوناگون، کشت و بذر پاشی به صورت تمثیلی و باز سازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره‌ها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه خوانی و رقص و آواز و مهم تر از همه قربانی کردن جانوران از آیین‌های ویژه این جشن بوده و هست. یکی دیگر از آیین‌های شب‌های جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیین‌ها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم می‌خورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند.

 یهودیان نیز در این شب جشنی با نام «ایلانوت» (جشن درخت) برگزار می‌کنند و با روشن‌کردن شمع به نیایش می‌پردازند.

 آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل گشا می‌خورند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می‌گذرانند و در خانواده‌های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.

نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی که پیرو مزدک هستند نیز سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شود و از آن با نام «خرم روز» (خره روز) یاد می‌گردد و آیین‌هایی ویژه در آن روز برگذار می‌شود. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستان هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است.


جشن یلدا و عادات مرسوم در ایران

در آیین کهن , بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و آحاد مردم همگی یکسان بودند(صحت این امر موکد نیست , شاید تنها افسانه باشد). جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‎نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‎شود.

متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا می‌شده‌است به این صورت که خانواده‌ها در این شب گرد می‌آمدند و پیرتر‌ها برای همه قصه تعریف می‌کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند , این میوه‌ها که اکثراً کثیر الدانه هستند , نوعی جادوی سرایتی محسوب می‌شوند که انسان‌ها با توسل به برکت خیزی و پر دانه بودن آنها , خودشان را نیز مانند آنها برکت خیز می‌کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می‌دهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشیدند در شب. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌گویی می‌کنند.

 در خطهٔ شمال و آذربایجان رسم بر این است که در این شب خوانچه‌ای تزیین شده به خانهٔ تازه‌عروس یا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانه‌ها را تزئین می‌کنند و شال‌های قرمزی را اطرافش می‌گذارند. درحالی که مردم شمال یک ماهی بزرگ را تزئین می‌کنند و به خانهٔ عروس می‌برند.

سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها موجود است. حافظ‌خوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشینان شده‌است.

 همدانی‌ها فالی می‌گیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می‌نشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه‌است در این شب خورده می‌شود. در تویسرکان و ملایر , گردو و کشمش و مِیز نیز خورده می‌شود که از معمولترین خوراکی‌های موجود در ابن استان هاست.

در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است.

 در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می‌دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می‌خورند.

 در گیلان هندوانه را حتما فراهم می‌کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی‌کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از خوردنی هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می‌شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می‌ریزند، خمره را پر از آب می‌کنند و کمی نمک هم به آن می‌افزایند و در خم را می‌بندند و در گوشه‌ای خارج از هوای گرم اطاق می‌گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می‌شود. آوکونوس در اغلب خانه‌های گیلان تا بهار آینده یافت می‌شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می‌آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب می‌خورند.(آو= آب و کونوس = ازگیل)

 مردم کرمان تا سحر انتظار می‌کشند تا از قارون افسانه‌ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده‌های فقیر تکه‌های چوب می‌آورد. این چوب‌ها به طلا تبدیل می‌شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می‌آورند.


 به امید برآمدن یلدای حقیقت بر دلهایمان...

 

ملاصدرا می گوید...

 
خداوند بی‌نهایت است و لامكان و بی زمان  اما به قدر فهم تو كوچك می‌شود و به قدر نیاز تو فرود می‌آید و به قدر  آرزوی تو گسترده می‌شود و به قدر ایمان تو كارگشا می‌شود  و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریك می‌شود  و به قدر دل امیدواران گرم می‌شود ...  .    .

   پــدر می‌شود یتیمان را و مادر. 

 برادر می‌شود محتاجان برادری را.  

 همسر می‌شود بی همسر ماندگان را.   

 طفل می‌شود عقیمان را.  

 امید می‌شود ناامیدان را.  

  راه می‌شود گم‌گشتگان را.  

نور می‌شود در تاریكی ماندگان را.  

  شمشیر می‌شود رزمندگان را.  

  عصا می‌شود پیران را.  

 عشق می‌شود محتاجانِ به عشق را...  

خداوند همه چیز می‌شود همه كس را.  

 به شرط

اعتقاد؛

به شرط پاكی دل؛

 به شرط طهارت روح؛  

به شرط پرهیز از معامله با ابلیس. 

 بشویید قلب‌هایتان را از هر احساس ناروا!  

و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف،

و زبان‌هایتان را از هر گفتار ِناپاك،  

و دست‌هایتان را از هر آلودگی در بازار...   

و بپرهیزید از ناجوانمردی‌ها، ناراستی‌ها، نامردمی‌ها!  چنین كنید

تا ببینید كه خداوند، چگونه بر سفره‌ی شما، با كاسه‌یی خوراك و تكه‌ای نان می‌نشیند

و  بر بند تاب، با كودكانتان تاب می‌خورد، و در دكان شما كفه‌های ترازویتان را میزان می‌كند 

 و "در كوچه‌های خلوت شب با شما آواز می‌خواند"  

 مگر از زندگی چه می‌خواهید،  كه در خدایی خدا یافت نمی‌شود،

كه به شیطان پناه می‌برید؟ كه در عشق یافت نمی‌شود،

كه به نفرت پناه می‌برید؟ كه در سلامت یافت نمی‌شود

 كه به خلاف پناه می‌برید؟ قلب‌هایتان را از حقارت كینه تهی كنید

و با عظمت عشق پر كنید. زیرا كه عشق چون عقاب است..

بالا می‌پرد و دور...    بی اعتنا به حقیران ِ در روح...

كینه چون لاشخور و كركس است.  

كوتاه می‌پرد و سنگین. جز مردار به هیچ چیز نمی‌اندیشد.

بـرای عاشق، ناب‌ترین، شور است

و زندگی و نشاط. و برای لاشخور،

خوبترین،جسدی ست متلاشی

عشق...

لطفا جهت مشاهده مطلب بر روی لینک زیر کلیک نمائید.

http://up.vivadl.com/images/218kkkhuzz4t1ohwtz.rar

 

شاهپور دوم ساسانی

شاپور دوم ساسانی ،که به او شاهپور بزرگ و (شاهپور ذوالاکتاف ) نیز میگویند ،از سال ۳۰۹ تا ۳۷۹ میلادی بمدت ۷۰ سال پادشاهی کرد . شاهپور پسر هرمزد دوم بود و پس از برادرش ،آذر نرسی ، به پادشاهی رسید .سخنور بزرگ توس ، فردوسی در شاهنامه مینویسد ؛ ز شاپور از آن گونه شد روزگار که در باغ با گل ندیدند خار؛؛؛؛؛؛شاپور ، نخستین بایسته(تکلیف) بزرگی که پیش روی خود یافت تنبیه تازیان (اعراب) بحرین بود. نه فقط بدان سبب که پدر شاهپور، هرمز دوم در جنگ با تازیان مهاجم کشته شده بود بلکه بویژه از آنجهت که این تازیان در دورهٔ خردسالی شاپور، در سواحل خلیج فارس تاخت و تازهای بسیار کرده بودند و امنیت آن حدود را به شدت بهم زده بودند.

با کشتی‌هایی که شاه جوان در خلیج فارس به آب انداخت، تازیان بحرین به شدت تنبیه و سرکوب شدند و امنیت آن حدود تأمین گشت. ، «شاپور شاه» فرمانروایی مردم‌دار و خردمند بود و در روزگار پادشاهی او مردم در آسایش می‌زیسته‌اند.


گفته‌اند که در روزگار فرمانروایی او (آذربادحکیم) فرزانه‌ی نام‌آور و پیشوای بزرگ ایران‌زمین، چشم از گیتی فروبست. بر جانشینی او میان هیربدان اختلاف افتاد. شاپور شاه و گروهی از پیران بر آن بودند تا(زرتشت پسر آذرباد) جانشین پدر شود. زیرا که او هم چون پدر مردی خردمند، فرزانه و نیک‌رای بود. اما این سخن به کام پیشوایان خوش نیامد و ایشان خواستند تا کسی را از میان خود برگزینند و به نزد شاه بفرسند. پس در کاریان گردهم آمدند و پس از شور و رای‌زنی، کسی را از میان خویش برگزیدند و به پیشگاه شاپورشاه فرستادند.


در تیسفون فراشان و کارگزاران به خدمت شاپورشاه آمدند و به آگاهی رساندند کسی که برای جانشینی آذربادحکیم برگذیده شده، به شهر وارد شده است و اجازه حضور می‌خواهد؛ شاپورشاه او را به نزد خویش فراخواند. شاپور سخت در اندیشه بود، سال‌های دراز هم‌نشینی با «آذرباد حکیم» و پندها و سخنان حکیمانه‌ی آن فرزانه‌ی وارسته را به‌یاد می‌آورد... پیشوای جدید پس بوسیدن زمین ادب به نزد شاپورشاه رسید. شاپور او را به نزد خویش فراخواند و در کنار خویش نشانید. پس از احوال‌پرسی به گفت‌وگو پرداختند و از هر دری سخن راندند تا گاه نیم‌روز شد و هنگام نهار فرارسید.

شاپورشاه با گشاده‌رویی، پیشوا را به خوان خویش فراخواند و خواست تا در کنار هم خوراک بخورند. شاپور دلاوری جنگ‌آور بود و چون سربازان به‌دور از تجملات و به سادگی خوراک می‌خورد. بر خوان شاه شماری نان گرم و یک مرغی بریان حاضر بود، شاپور مرغ را به دو نیمه‌ی مساوی تقسیم کرد، بخشی را برای خود و بخشی را در برابر آن پیشوا نهاد. آن مرد بی‌توجه به حضور شاه به خوردن خوراک مشغول شد. شاه به آرامی لقمه بر می‌داشت اما آن پیشوا با شتاب و بی‌اعتنا به حضور شاپورشاه از همه چیز می‌خورد، او زودتر از شاه نیمه‌ی مرغ بریان خویش را به‌پایان رساند و از خوردن خوراک دست کشید، این درحالی بود که شاپور خوردن خوراک را به نیمه هم نرسانده بود.

 دیدن این صحنه‌ها شاپور را سخت در فکر فرو برد. آنگاه که از خوردن خوراک فارغ شدن و از پیش خوان برخواستند. شاپورشاه روی به آن پیشوا کرد و فرمود: «ای مرد از همان راهی که آمده‌ای سوی دیار و خانه‌ی خویش بازگرد. زیرا آن‌که در حضور من به خوراک سفره‌ی من چنین دراز دست و بی‌رحم است و شرم و آزرم نمی‌شناسد، در نبود من با لقمه نان خلق خدا چه خواهد کرد. ؛؛؛؛؛؛

با بهره گیری از نوشته کیخسرو دارابیان

اعضاء جدید

 با سلام  ،هیئت مدیره صندوق ضمن موافقت با درخواست وام خانم فریبا اطمینان و  آقایان مرتضی مقدمی پور و  اردلان زند ، با عضویت آقای ابوالقاسم کشاورزی و خانم راضیه اسمعیل زاده موافقت نمود.

 

اطلاعیه مهم

با توجه به ارائه عناوین منتخب به اداره ثبت شرکتها، به اطلاع می رساند تا انجام تشریفات قانونی و تشکیل مجمع عمومی جهت انتخاب هیئت مدیره ، به صورت موازی پذیره نویسی از علاقه مندان به عضویت در شرکت تعاونی از مورخ ۱۰/۹/۱۳۸۹ آغاز می شود .

پیشنهاد اولیه برای آغاز به کار و تشکیل شرکت تعاونی، خرید یک دستگاه آپارتمان در شهر تهران به عنوان مهمانسرا می باشد که سهام شرکت بین این سرمایه گذاران و به میزان دلخواه هر فرد توزیع خواهد شد.تصمیمات اولیه برای نحوه خرید و بهره برداری از این واحد مسکونی به شرح زیر اعلام می شود ، بدیهی است که از نقطه نظرات کلیه اعضاء جهت افزوده شدن به این لیست استقبال خواهد شد. لذا خواهشمند است ضمن اعلام آمادگی ، نظرات یا پیشنهادات خود را از طریق همین وب سایت اعلام فرمایید.

۱- در  انتخاب منطقه مورد نظر برای خرید آپارتمان اولویت با نزدیکی ملک به مراکز درمانی، اداری و ترمینالهای مسافرتی ( راه آهن ، فرودگاه و .... . ) خواهد بود. ترجیحا یک واحد مسکونی نو ساز و دو خوابه مد نظر است که در مواقع اضطراری قابلیت پذیرش از دو گروه مهمان نیز مقدور باشد.ضمنا مجتمع انتخابی حتی الامکان دارای سرایدار مقیم باشد تا انجام برخی امور از قبیل نظافت مهمانسرا پس از خروج مهمان ، پرداخت قبوض مربوطه ، پذیرش مهمان پس از هماهنگی صورت گرفته از کرمان و غیره به سهولت انجام پذیرد.

۲- پس از مشخص شدن تعداد اعضاء و مبلغ آپارتمان مورد نظر در ابتدا سهم تمام اعضاء به صورت مساوی محاسبه و اعلام خواهد شد اما چنانچه عده ای تمایل به سرمایه گذاری کمتر از سهمشان داشته باشند کسری مبلغ به صورت مساوی بین سایر اعضاء و یا تعدادی که تمایل یا توانایی سرمایه گذاری بیشتری دارند تقسیم می شود. بنابراین می تواند سهم تمام اعضاء به میزان مساوی و یا در صورت تمایل اعضاء به صورت نا مساوی و به میزان دلخواه هر شخص توزیع شود. 

۳- خرید آپارتمان پس از انتخاب و تکمیل نظر سنجی به صورت نقدی و به نام شرکت تعاونی صورت خواهد گرفت و هر کدام از اعضاء شرکت به میزان سهام خریداری شده ( مبلغ سرمایه گذاری شده برای خرید آپارتمان) از ملک مورد نظر سهم خواهند داشت.

۴- آپارتمان پس از خریداری با امکانات متوسط مبله و آماده استفاده خواهد شد.

۵- بهره برداری از این مهمانسرا برای اعضاء به میزان سهام و با پرداخت مبلغ ناچیزی به حساب شرکت که بعدا مشخص خواهد شد مقدور خواهد بود و برای غیر اعضاء (بستگان و یا افراد مورد اطمینان) نیز با پرداخت مبلغ بیشتری (مثلا ۵۰ درصد نرخ هتل و یا مهمان پذیرهای اطراف ) امکان پذیر می باشد. به این ترتیب آپارتمان مورد نظر علاوه بر نقش مهمانسرا درآمد زا هم خواهد بود و حداقل هزینه های مربوط به خودش را پوشش خواهد داد. استفاده از مهمانسرا به صورت تعداد روز و با توجه به سهام خریداری شده (مبلغ پرداختی بابت خرید) در فصول مختلف سال از نظر آب و هوا و گرایش به سفر سهمیه بندی خواهد شد و چنانچه شخصی بیشتر از سهمیه خود نیاز به استفاده از مهمانسرا داشته باشد هزینه پرداختی وی مطابق با شرایط غیر اعضاء محاسبه خواهد شد.

۶- لازم به ذکر است این شرکت تعاونی چند منظوره بوده و در آینده با موافقت و تصویب مجمع عمومی و سهامداران محترم از سایر پتانسیلهای موجود نیز مانند خرید آپارتمان در مشهد مقدس ، ویلا در کیش ، شمال و حتی خارج از کشور ، ساخت و ساز ، ایجاد تعاونی مصرف و سایر امور عام المنفعه نظیر امور کشاورزی و غیره نیز  استفاده خواهد شد.

خانه ای پر دوست...

خانه ای پر دوست 

   من دلم مي‌خواهد

خانه‌اي داشته باشم پر دوست

کنج هر ديوارش

دوست‌هايم بنشينند آرام

گل بگو گل بشنو...؛

هر کسي مي‌خواهد

وارد خانه پر عشق و صفايم گردد

يک سبد بوي گل سرخ

به من هديه کند

  شرط وارد گشتن

شست و شوي دل‌هاست

شرط آن داشتن

   يک دل بي رنگ و رياست...

 بر درش برگ گلي مي‌کوبم

روي آن با قلم سبز بهار

مي‌نويسم  اي يار

خانه‌ي ما اينجاست

تا که سهراب نپرسد ديگر

" خانه دوست کجاست ؟ "

 (( فريدون  مشيري ))

 

آدم ها ...

آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند

آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند

آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند

 

آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند

آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند

آدم هاي كوچك بي دردند

 

آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند

آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند

آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

 

آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند

آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند

آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند

 

آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند

آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد

آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند

 

آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند

آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند

آدم هاي كوچك مسئله ندارند

 

آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند

آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند

آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند

 

مهر ورزی

به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست


عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست

 


چنين بود نگرش ايراني به جهان و جهانيان، به جاي زير سوال بردن ديگر قومها و فرهنگها ، به انسانها درس نيك پنداشتن ،نيك گفتن و نيك كردن را بياموزيم
مگر نه اين بود كه بخشي از  نيايش های روزانه ما ايرانيها  ستايش مهر بود 

عید غدیر

«غدير» در زبان عربي به معني گودال و «خم» نام محلي نزديك منطقة «جحفه» است. كه در آن روزگار چشمه‌اي روان و درختاني كهنسال داشت. به دليل موقعيت سوق الجيشي «غدير خم» حاجيان شهرها و سرزمين‌هاي مختلف عربستان پس از انجام مناسك حج و هنگام بازگشت به شهر و ديارشان در اين منطقه از هم جدا مي شدند. آنچه نام اين محل را در تاريخ اسلام مهم و به يادماندني كرده است به سال دهم هجري و تصميم  پيامبر اسلام (ص) براي زيارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و اعلام ايشان مبني بر اينكه امسال آخرين حج ايشان خواهد بود، برمي‌گردد. لذا مردم شهرها و مناطق مختلف عربستان به وسيله قاصداني از اين امر مطلع شدند.

در پي اين فراخوان پيامبر اسلام(ص) با اجتماع عظيمي از مردم، مدينه را به قصد مكه ترك فرمودند. اجتماع باشكوهي از مسلمانان آن سال در مراسم حج شركت كردند؛ كه آن سال حجه الوداع پيامبر(ص) بود. پس از پايان مراسم حج پيامبر(ص) دستور دادند كه حجاج بايد حركت كنند تا در غدير خم حاضر باشند. همچنين پيامبر به 12 هزار نفر از حجاج يمن – كه مسيرشان متفاوت بود – دستور دادند همراه حجاج به غدير خم بيايند. در مسير بازگشت حجاج، جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد: «هان! اي پيامبر! آنچه را كه از سوي پروردگارت به تو نازل شده است تبليغ كن و اگر چنان نكني پيام رسالت را انجام نداده اي و خداوند تو را از مردم حفظ مي فرمايد.» ( سوره مائده، آيه 67 )

در پي ابلاغ اين دستور پيامبر دستور توقف كاروان حجاج را در منطقه غدير خم دادند و امر فرمودند كساني كه جلوتر هستند بازگردند و كساني كه عقب مانده اند به اجتماع حجاج در غدير خم برسند. اجتماعي كه تعداد آن را بين نود تا صد و بيست هزار نفر ذكر كرده‌اند. پيامبر اسلام (ص) در آن روز گرم سوزان بر بالاي منبري از جهاز شتران در حالي كه حضرت علي (ع) در كنار ايشان قرار داشت خطبه اي ايراد فرمودند. پيامبر(ص) در اين خطبه با ستايش و حمد خدا شروع و حديث ثقلين را بيان فرمودند سپس در حالي كه دست حضرت علي (ع) را بلند نمودند تا همه مردم ايشان را دركنار رسول خدا مشاهده نمايند، از مردم پرسيدند: «اي مردم آيا من از خود شما بر شما اولي و مقدم‌ نيستم؟» مردم پاسخ دادند: «بله اي رسول خدا.» حضرت در ادامه فرمودند: « خداوند ولي من است و من ولي مؤمنين هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولي و مقدم مي باشم.» آنگاه فرمودند: «پس هر كس كه من مولاي او هستم علي مولاي اوست.» سه بار اين جمله را بيان كردند و فرمودند: « خداوندا، دوست بدار و سرپرستي كن، هر كسي كه علي را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر كسي كه او را دشمن دارد و ياري نما هر كسي كه او را ياري مي نمايد و به حال خود رها كن، هر كس كه او را وا مي گذارد.» پس خطاب به حجاج فرمودند: «اي مردم حاضرين به غايبين اين پيام را برسانند.» هنوز اجتماع متفرق نشده بود كه بار ديگر جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد: «امروز دين شما را به كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و دين اسلام را بر شما پسنديدم.» ( سوره مائده، آيه 3 )


سپس پيامبر دستور داد كه مردم با حضرت علي (ع) بيعت كنند. مردم دسته دسته به خيمه پيامبر(ص) كه حضرت علي (ع)  در آن بود وارد و با حضرت علي(ع) بيعت كردند و به ايشان تبريك مي‌گفتند. ابوبكر، عمر، طلحه و زبير جزو اولين بيعت كنندگان بودند و عمر، خطاب به حضرت علي (ع) گفت: «بر تو گوارا باد اي پسر ابي طالب، تو مولاي من و مولاي هر مرد و زن با ايمان گشتي.» مراسم بيعت با حضرت علي (ع) سه روز به طول انجاميد. حسان بن ثابت انصاري در آن روز دربارة اين انتخاب و امامت و جانشيني حضرت علي (ع) ابياتي را سرود.

حديث غدير توسط 110 تن از صحابه مثل ابوبكر، عمر، عثمان، عمار ياسر، ام سلمه، ابوهريره، سلمان، زبير، زيدبن ارقم، ابوذر، عباس بن عبدالمطلب، جابر عبدالله انصاري و 83 تن از تابعين مثل سعيد بن جبير و عمربن عبدالعزيز نقل شده است. پس از تابعين نيز 360 تن از محدثان، حديث غديررا در آثار خويش نقل نموده اند كه سه تن از آنان صاحبان «صحاح سته» ( ششگانه ) هستند.

علماي شيعه همگي غدير را حديثي متواتر دانسته اند. مورخي مثل يعقوبي كه اولين كتاب تاريخ عمومي را در جهان اسلام نوشته نيز واقعه غدير را ذكر كرده است. همچنين مورخاني مثل محمد بن جرير طبري، ابن اثير، سيوطي، شهرستاني، ابونعيم اصفهاني اين واقعه را بيان كرده اند و حتي برخي از آنان كتاب هاي مستقل در باب غدير تأليف كرده‌اند مثل «الولايه في طرق حديث الغدير»  اثر محمد بن جرير طبري.

عيد غدير خم بزرگترين عيد در نزد ائمه (ع) و شيعيان آنان بوده است و در طول تاريخ همواره آن را گرامي داشته‌اند. «در كتاب ثوب الاعمال شيخ صدوق باسندش به حسن بن راشد آمده كه گفته است: به امام صادق (ع) گفتم: آيا براي مؤمنان عيد ديگري جز جمعه و فطر و قربان وجود دارد؟ فرمودند: آري. روزي و عيدي كه از همه بزرگتر است و آن روزي است كه امير المؤمنين علي (ع) را بر پا داشتند و رسول خدا (ص) پيمان ولايت او را بر عهده زن و مرد مسلمان در محل غدير خم نهاد، پرسيدم كدام روز هفته بوده است؟ فرمودند: روز در سال ها تغيير مي كند، آن روز، روز هجدهم ذي الحجه است....»

 

آذرجشن

جشن آذرگان را به همه ایرانیان و ایران دوستان شاد باش گفته و آرزومندیم گرمای عشق به ایران در وجودشان هر چه بیشتر شعله ور گردد. در ایران باستان ایرانیان در هر ماه برابر شدن نام روز و نام ماه را گرامی‌ داشته و جشن می‌گرفتند.

هر ماه دارای ۳۰ روز بود که هر روز به نامی‌ خوانده میشد و روز نهم هر ماه از سال آذر نام داشت. جشن آذرگان در روز آذر از ماه آذر برگزار میشود و روز نهم هر ماه آذر یا آتُر نام دارد. آذر، ایزد ویژه همه آتشها است و از احترام ویژه‌ای نسبت به سایر آخشیج ها(عناصر) برخوردار می‌باشد. این جشن در روز نهم آذر به تقویم دینی زرتشتی که برابر با ۳ آذر با تقویم ملی‌ کنونی ایران است (۲۴ نوامبر) برگزار میشود.
 
 
 
 
آتش یکی‌ از پدیده‌های طبیعی و ستودنی محسوب میشود زیرا گرمای زندگی‌ را در کالبد دیگر پدیده‌های هستی‌ جریان می‌‌دهد و با نور خود که همانا مظهری از آذر اهورایی است جان و دل‌ یاران اهورا مزدا را روشنی می‌‌بخشد. جشن آذرگان در نزد ایرانیان همچون نوروز و مهرگان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است.
 
در این جشن آتشکده ها را آراسته و آذین بندی کرده و نظافت میکردند. در جشنهای آتش مردم بر روی بامها آتش افروخته و به شادی و نیایش می پرداختند. نظافت و پاکیزگی در این روز, نیک‌ و خجسته به حساب میامد و معتقد بودند که رایزنی و مشورت در باب مشکلات در این روز از نتیجه مطلوبی برخوردار بوده است. در کتابهای فرهنگ جهانگیری، برهان قاطع، مروج الذهب مسعودی و المدخل فی صناعت احکام النجوم این جشن را بنام آذرخش نامیده اند. در صفحهٔ ۲۵۶ ترجمه آثار الباقیه از ابو ریحان بیرونی درباره این جشن آمده است: "…… زرتشت امر کرده در این روز آتشکده‌ها را زیارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمایند.
 
منابع: - آثار الباقیه ابوریحان بیرونی ترجمه علی‌ اکبر دانا سرشت - گاهشماری و جشنهای ایران باستان تحقیق و نوشته هاشم رضی‌ صفحه ۳۷۳
 
 

مانی و آئین او

بنا به روایت ابن ندیم ، نخستین خطبه مانی در روز جلوس شاپور ، یعنی یکشنبه اول نیسان که آفتاب در برج حمل قرار داشت ، ایراد شد .منابعی که درباره مانی و کیش او مطالب عمده ای دارند عبارتند از : رساله های جدلی مولفان عیسوی ( تیتوس بسترایی ،سنت اگوستین و دعاهای استغفار )و کتب عربی مانند الفهرست ابن ندیم و آثار الباقیه ابوریحان بیرونی .

در کتاب کفلایا نوشته اند مانی در عهد سلطنت اردشیر اول سفری به هند کرده و مردم را به دین خویش خوانده است و چون خبر جلوس شاپور را شنیده است به ایران بازگشته ، در خوزستان به حضور شاپور بار یافته است .مانی از نجبای ایران بوده و مادرش مریم (به صورت میس یا اوتاخیم نیز ثبت شده است ) از خاندان شاهان اشکانی ( کمسرگان ) بوده که در هنگام تولد مانی سلطنت ایران داشتند و فاتک ( به عربی فتق ) پدر مانی نیز از همین دودمان و اهل همدان بود که به بابل مهاجرت کرد و در قریه ای در مرکز میشان مسکن گزید. مانی در نوشتار فارسی میانه و پارتی ، فرشتگ روشن به معنای فرشته روشنایی نامیده شده است .

مانی در طفولیت به آیین مغتسله تربیت یافت اما بعد چون از ادیان زمان خود مانند زرتشتی ، عیسوی ، گنوستیک ها ( اعتقاد به ثنویت ، اسارت روح در بدن و رستگاری در گرو آزادی روح از بدن ) و به خصوص مسلک بزرگان گنوسی (ابن دیصان و مرقیون ) آگاه شد ، کیشش را انکار کرد .مانی چندین بار مکاشفاتی یافت و فرشته ای به نام صاحب و قرین ( نرجمیگ به فارسی میانه و توم به عربی ) اسرار عالم و حقایق الهی را یک بار در دوازده سالگی و بار دیگر در بیست و چهار سالگی به او عرضه می کند . مانی این فرشته را همزاد آسمانیش و خود را فارقلیط که مسیح ظهور او را خبر داده بود معرفی می کند .
 
 
 
 
مانی در باب مبداء آفرینش معتقد بود : در آغاز دو اصل وجود داشته یکی نیک و دیگری بد ، خدا و هیولا یا روشنایی و تاریکی ها . منشاء نیکی پدرعظمت یا سروشاو بود که غالبا به نام زروان خوانده شده است . او در ارض نور قرار دارد که اثیر نور بر آن محیط است و روح اعظم در آن نافذ و پنج مقام و تجلی این خدای نخستین ( پنج ائون ) عبارتند از : ادراک ،عقل ، فکر ، تامل و اراده . پنج عنصر ظلمانی نیز عبارتند از : دخان یا مه ، آتش مخرب ، باد مهلک ، آب گل آلود و ظلمات .مانی به پیروی از زرتشت گوید : قلمرو این دو خالق از یک جانب به هم پیوسته و از سه طرف دیگر بیکرانه است .
 

افتتاح حساب

با سلام

به اطلاع می رساند از این پس جهت واریز مبالغ ماهیانه و اقساط وام علاوه بر شماره حساب ۵۰۲۸۶ صندوق قرض الحسنه مشیز ، شماره حساب جاری  ۰۱۰۳۱۹۸۴۹۲۰۰۶ (سپهر بانک صادرات) به نام یدالله مریدی ، مرتضی مقدمی پور و مهدی مریدی نیز فعال می باشد. لطفا دوستانی که از این طریق اقدام می کنند به هنگام واریز مبالغ مورد نظر  علاوه بر دریافت رسید بانکی حتما توجه فرمایند نام و نام خانوادگیشان در رایانه دریافت کننده وجه ثبت شود.