نقشه سایت

اساس نامه و نحوه پرداخت وام          اخبار و اطلاعیه های صندوق   

           لیست اعضاء و اطلاعات مالی     

   شرکت تعاونی سارنگ

****************************************************************       

  ایران شناسی            فرهنگ و ادبیات           

جشن سـده ( جشن پیدایش آتش )

سـده سومین جشن بزرگ ایرانی بر همگان خجسته باد . روز یکشنبه 10 بهمن ماه برابر 30 ژانویه مصادف است با جشن ملی "سده" . جشن سـده که پس از نوروز و مهرگان سومین جشن بزرگ ایرانی است به هیچ یک از دین های باستانی ایران وابستگی ندارد و همچنین وابستگی ویژه ای به هیچ یک از اقوام ایرانی ندارد و به تمام ایرانیان درون و بیرون از مرزهای کنونی ایران تعلق دارد . تاریخ نویسان و پژوهندگان دو معنی برای سده داده اند : یکم – از شماره 100 میاید و دلیل آنرا این میدانند که از دهم بهمن ماه تا نخستین روز فروردین پنجاه روز است و پنجاه شب که میشود یکصد گاه (آثار الباقیه برگ 350). دوم – در گاهشماری بسیار قدیمی ایرانی 7 ماه از سال تابستان و 5 ماه زمستان خوانده میشد . ماههای تابستانی از نخستین روز فروردین ماه آغاز و تا آخرین روز مهر ماه ادامه داشت . زمستان 5 ماهه از نخستین روز آبانماه آغاز و تا اولین روز فروردین ادامه داشت , دهم بهمن ماه درست سدمین (صدمین) روز از این زمستان سد و پنجاه روزه است و نیاکان ما باور داشتند که زمستان رو به پایان میرود و آنرا جشن میگرفتند(گاهشماری و جشن های ایران باستان – استاد هاشم رضی برگ 342).
 
بنا به نوشته های تاریخ نویسان ایرانی این جشن بسیار قدیمی است و پیدایش آنرا از زمان هوشنگ شاه پیشدادی میدانند . بنوشته شاهنامه فردوسی , در زمان پادشاهی هوشنگ پیشدادی , زمانی که او سنگی برای کشتن یک مار سیاه پرتاب میکند از بر خورد سنگ با سنگی دیگر , جرقه ایجاد شده و آتشی بر پا میشود و مار میگریزد . و از آنجا آنروز را سده نامیده و جشن داشتند .
 
 یکی جشن کرد آن شب و باده خورد ............  سده نام آن جشن فرخنده کرد
 
 
خلف تبریزی نیز در کتاب برهان قاطع ( جلد دوم صفحه 573 ) همین داستان را به همین صورت نوشته است . عنصری شاعر معروف دربار سلطان محمود غزنوی نیز کهن بودن این جشن را بدینگونه اظهار میدارد :
 
 سده جشن ملوک نامداراست ..........  ز افریدون و از جـم یادگار است
 
ابوریحان بیرونی در " آثار الباقیه " برگ 351 داستان پیدایش جشن سده را به این گونه بیان میکند که : پس از شکست جمشید شاه از آژی دهاک ( ضحاک ) و فرمانروائی او بر ایران زمین , هر روزه 2 نفر از جوانان ایرانی کشته میشدند تا از مغز سر آنها برای دو ماری که بر کتف های ضحاک روئیده بودند غذا تهیه کنند . شخصی که این کار را انجام میداد " ارمائیل " نام داشت و او هر روز مخفیانه یکی از جوانان را از مرگ نجات داده و بجای مغز او مغز قوچ به مارها میداد . ارمائیل جوانان فراری داده شده را به جائی در کوه دماوند میفرستاد و برایشان خانه و زندگی تهیه میکرد. پس از دستگیری آژی دهاک بوسیله فریدون شاه و آگاهی فریدون از کار "ارمائیل " از جوانان خواسته شد تا بر بام خانه های خود آتش بیافروزند تا تعدادشان نشان داده شود و این آتش افروزی در شب بین دهم و یازدهم بهمن ماه بود و از آنجا آتش افروزی در شب جشن سـده برقرار شد .
 
چنان که از تاریخ کامل ابن اثیر در شرح حوادث سال 323 هجری بر میاید , مردآویز (مرداویز) زیاری بزرگترین مراسم جشن سده پس از سقوط شاهنشاهی ساسانی را در اصفهان برگزار کرد که سبب ترس و وحشت خلفای بغداد شد و برای کشتن او دسیسه ای چیدند و توسط علامان ترک او را کشتند (دلیران جانباز – دکتر ذ. صفا برگ 286)
 
 

اعضاء جدید

با سلام

در تاریخ ۳/۱۱/۱۳۸۹ سرکار خانمها مریم میر حسینی و فاطمه هنرمند و جناب آقای مهدی هنرمند با تایید هیئت مدیره به عضویت صندوق در آمدند . 

صبر و مولانا

این اشعار به صورت گزینشی در مورد صبر از حکایتهای مخلتف مثنوی برداشت شده است :

گر به هر زخمي تو پركينه شوي              پس كجا بي صيقل آيينه شوي

صبر گنج است اي برادر صبر كن              تا صفا يابي تو زاين رنج كهن

صبر و خاموشي جذوب رحمت است        وين نشان جستن نشان علت است

گر سخن خواهي که گويي چون شکر      صبر کن از حرص و اين حلوا مخور

صبر باشد مشتهاي زيرکان                    هست حلوا آرزوي کودکان

 

 

هرکه صبر آورد گردون بر رود                   هرکه حلوا خورد واپس‌تر رود

رزق آيد پيش هرکه صبر جست               رنج کوشش‌ها ز بي‌صبري توست

گر تو را صبري بدي رزق آمدي                 خويشتن چون عاشقان بر تو زدي

عاقبت جوينده يابنده بود                        که فرج از صبر زاينده بود

تو چه داني ذوق صبر اي شيشه‌دل         خاصه صبر از بهر آن شمع چگل

من عجب دارم ز جوياي صفا                   كاو رمد در وقت صيقل از جفا

زندگي در مردن و در محنت است            آب حيوان در درون ظلمت است

پروريدن جسم را دل‌مردگي است            رنج اين تن روح را پايندگي است

عاشقان آنگه شراب جان كشند              كه بدست خويش خوبانشان كشند

بس عداوت‌ها كه آن ياري بود                 بس خرابي‌ها كه معماري بود

گر خضر در بحر كشتي را شكست          صد درستي در شكست خضر هست

زروان

بعضی از محققان معتقدند کیش زروانی سنتی است متعلق به پیش از زرتشت ، اما اعتقاد عمومی بر این است که کیش زروانی بدعتی در آیین زرتشتی بوده که در دوره هخامنشی بر اثر نفوذ عقاید بابلی پیدا شده ، در دوره اشکانی از مقبولیت برخوردار بوده و در دوره ساسانی اهمیت بیشتری یافته است . زروان در نوشته های پهلوی ایزد زمان است اما بنا بر آیین زروانی ، زروان وجودی غایی و منشاء هم خیر و هم شر و پدر و خدای دو برادر یعنی اورمزد و اهریمن است . زروانیان در پی ایجاد وحدانیتی در پس ثنویت دین زرتشتی بوده اند .زروان در زمانی که هیچ چیز وجود ندارد نیایشهایی به جای می آورد تا پسری با ویژگیهای آرمانی اورمزد داشته باشد تا جهان را بیافریند .در پایان هزار سال زروان در اینکه این نیایش به ثمر برسد شک می کند و در همان هنگام نطفه اورمزد و اهریمن در بطن او بسته می شود .اورمزد ثمره نیایش و صبر اوست و اهریمن نتیجه شک اوست .

 
 
 
 
زروان با خود قرار می گذارد نخستین  فرزندی که زاده شود فرمان روای جهان کند . اهریمن بد بو و آلوده از نیت زروان آگاه و موفق می شود که در ابتدا به دنیا آید . زروان مجبورمی شود بنا بر پیمانش ، او را به مدت نه هزار سال فرمان روای جهان می کند و به اورمزد فرمانروایی عالم اعلی و دو هزار سال باقی مانده را عطا می کند . در پایان جهان اورمزد اهریمن را شکست می دهد  زروانیان معتقد به تکامل ماده می باشند . بنا بر این عقیده ، آفرینش جهان  عمل خدا نبوده بلکه تکامل تدریجی ماده اولیه از حالت بدون صورت یعنی زمان و مکان نامحدود ( زروان ) به حالت محدود و دارای صورت بوده است .  بنابراین تفاوت های اصلی میان کیش زروانی و زرتشتی عبارتند از اعتقاد به وجود مطلق به عنوان مکان و زمان بیکران ، طبیعت زروان ، اعتقاد به اورمزد و اهریمن به عنوان جفت توامان ، اعتقاد به نه هزار سال فرمانروایی اهریمن و اعتقاد به تقدیر و ماده گرایی .