در حاشیه !!
صندوق قرض الحسنه اميد با هدف و اميد ايجاد بستر و بهانه اي براي دور هم بودن و در عين حال شايد حل بخش كوچكي از مشكلات مالي اعضاء تشكيل شد اين جمع در ابتدا پانزده نفره به لطف و محبت همه دوستان ، اكنون تا رسيدن به مجموعه اي يكصد نفره راهي طولاني در پيش ندارد.
اكنون آنچه در گذار از دلخوشي تعداد اعضاء ، بسيار فراتر از جمع آوري دوستاني يكدل و يك دست ،قابل تامل است اولا كوشش و مراقبت ويژه به منظور نگهداري و حفظ اين جمعيت قابل احترام و يك رنگ است و ثانيا استفاده حداكثري از جمعيتي است كه حقيقتا هر كدام در حوزه هايي متنوع و مختلف از فكر و انديشه گرفته تا كسب و كار بسيار موفق و توانمند بوده اند . همانگونه كه پيش از اين در مطلبي با عنوان « چرا تعاون ؟! » نوشته ام ، از كنار هم قرار گرفتن اين پازل استعدادها ، توان مندي ها ، سرمايه ها و طرحهاي معطل مانده در ذهن به دلايلي از قبيل كمبود وقت ، عدم پشتيباني و يا بودجه كافي ، مي توان كارهايي بسيار بزرگتر از آنچه تا كنون به صورت انفرادي و يا در قالب جمعهايي كوچك انجام داده ايم به مرحله اجرا و ظهور برسانيم .
در هيمن راستا ضرورت تشكيل يك شركت تعاوني چند منظوره احساس مي شد كه به ياري آقاي مهندس ايرانمنش و از طريق شركت فضا انديشان پارس مراحل ثبت شركت مورد پيگيري قرار گرفت و بنا به در خواست اداره ثبت شركتها تعدادي عنوان جهت ارسال به دفتر مركزي تهران و تاييد مسئولين مربوطه از نظر دارا بودن شرايط ثبتي ، مورد نياز قرار گرفت كه بنا بر اصول تعاون يعني رجوع به خرد جمعي و باور اينكه قطعا در برآمد جمعي نتايج بهتري حاصل خواهد شد نويسنده، نام شركت را به مشاركت عمومي گذاشت كه حاصل آن دهها عنوان بسيار زيبا و دل نشين بود كه بي شك چنين تنوعي هرگز در قالب يك تلاش فردي مقدور و پيش رو نمي بود.
براي به راي گذاشتن اسامي همان گونه كه در مطلب فراخوان اعلام شده بود براي جلوگيري از تكثر آرا اجبارا مي بايست تعداي از اسامي گلچين و معرفي شوند . شاخص در گزينش اسامي، ارتباط بيشتر عنوان با موضوع ، نو آوري و گستردگي قرار گرفت كه به اين ترتيب تعداد اسامي تا حدودي كاهش يافت و در مرحله بعد ميان عناوين با مفاهيم يا ساختار ادبياتي مشترك نظير اشتراك در كلمه اي مانند « گستر » يكي به عنوان نماينده همه آنها برگزيده شد و تعداد اسامي به ميزان قابل قبولي رسيد كه متاسفانه علي رغم كوشش فراوان براي داشتن دلايلي منطقي براي حذف يك نام ، به هر حال به دليل اعمال اجتناب ناپذير سليقه گزينش كنندگان، بي شك عناوين شايسته و چه بسا لايق تري هم از قلم افتاده باشند چنان كه شنيدم چندي پيش طرح معماري برگزيده داوران يك فراخوان بزرگ پس از بازنگري همان داوران از ميان طرحهاي رد شده در مراحل اوليه گزينش انتخاب شده بود.
باري با تكيه بر اصل انديشه مهم است ، نه صاحب انديشه و اعتقاد به اصول تعاون جهت جلوگيري از اعمال برخي ملاحظات در انتخاب راي دهندگان اسامي افراد پيشنهاد دهنده از روي وب سايت حذف و اسامي منتخب به راي گذاشته شدند كه حاصل آن را ملاحظه مي فرماييد .
در حاشيه اين انتخابات به مواردي برخوردم كه اشاره به آنها را نه به عنوان تذكر و يا انتقاد بلكه صرفا بنا به ضرورت ذكر شده در خصوص پاسداري از آنچه قرار است اين گروه و جمع را همچنان در كنار هم يكدل و به ويژه موثر قرار دهد ، ضروري می دانم .
اين نوشته تنها نگاهي آماري و جامعه شناسانه به رفتار جمعي ما ايرانياني است كه به دليل رعايت نكردن قوانين و عدم آشنايي با اصول تعاون ، اغلب در كارهاي گروهي نه تنها بزرگ تر نشده ايم كه حقير تر شده ايم !! و از آنجا كه اين امر مطلوب هيچ يك از اعضاء آينده اين تعاوني نيست چه خوب است با نگاهي مجدد به اصول و قواعد بين المللي تعاون كه در مطلب پيشين و در حين انتخابات در صفحه اصلي اين وب سايت قرار گرفت و اشاراتی که در ادامه می آید ، هر يك از ما در مورد رفتار خودمان به داوري بنشينيم و بدانيم كه اين قضاوت سرمايه اي گران بها براي این تعاوني و تصميمات آينده خواهد بود .
اصل نخست حضور اختياري و آزادانه افراد است كه شايد اين اصل به نوعي به اجرا در نيامده باشد چرا كه در مواردي ثبت اسامي پيشنهادي و سپس شركت در اتتخابات با پيگيري نويسنده صورت گرفت و اين امر مي تواند برخي از شركت كنندگان را علي رغم آنكه در فراخوان ذكر شده بود « اين تعاوني مستقل از صندوق و عضويت در آن پس از پذيره نويسي خواهد بود » به اين شبهه بيندازد كه احتملا پشت اين اصرار منافعي شخصي پنهان شده باشد و خدايي نكرده از پيشنهاد و يا راي آنها در جايي خرج شود !! و يا آنكه فارغ از اين شبهات چنانچه فردي به هر دليلي مانند عدم اعتقاد به نويسنده و يا غيره نخواسته باشد در اين فرايند شرکت نمايد اما به لحاظ پيگيري اينجانب و قرار گرفتن در معذوریت شركت كرده باشد، اصل نخست مورد خدشه واقع شده است و از این بابت جای عذر خواهی دارد .
اصل مهم ديگر استقلال و عدم وابستگي شركت كنندگان است که اين اصل نيز با نگاهي به چيدمان و تركيب آرا در مواردي به اجرا درنيامده است و درست در جايي كه تكيه گاه خرد جمعي است و نظر شخص الف بر شخص ب هیچ برتريي ندارد ، ارزش آنچه را كه يك جمع قرار است به عنوان يك خانواده به آن احترام بگذارد به بازي گرفته شده است .
در اين بازي به ظاهر سرگرم كننده ،دقیقا بر خلاف آنچه از معنای تعاون می شناسیم، رقابت به جاي مساعدت و همكاري مي نشيند ، از درون جمعي كه قرار است به صورت واحد بينديشد و عمل كند به ناگهان چند قبيله سر بر مي آورند ، كد خدا ها رخ مي نمايند و عده اي بي تفاوت كه براي موضوع ، جمع و دعوت کننده کننده هيچ اهميتي قائل نيستند با بی اعتنایی ، عدم کنجکاوی و در واقع حذف خود به آنها اعتبار می بخشند ،ملاحظه كاراني به جاي انديشيدن به تعاون تنها نظر ملوكانه رئيس قبيله و يا يكي از هم قبيله اي ها را جلب مي كنند ، به اصطلاح لابی تشکیل می شود و نتیجه این همه ،جمعی خرد شده و آب سردي است بر پيكر گرداننده آنچه مي خواهد تعاوني شود !!
عده اي از دوستان نيز از نبود عنوان پيشنهاديشان در ميان اسامي منتخب گلايه مند بودند كه به گمانم در توضيحات اوليه مفصلا به آن پرداخته شد. در پايان علي رغم همه مشکلاتی كه نمودشان خود از موفقيتها و آموزه هاي كار گروهي به شمار مي آيد و به قول دوست عزیزی شکست این ساختار سنتی خود مقوله ای بزرگ است، تاکید می کنم که برآيند كار بسيار مطلوب به نظر مي رسد و باعث افتخار است که در همين جمع می بینیم فرزنداني را كه راي آنها با والدينشان متفاوت است و يا افرادي كه علي رغم وجود عنوان پيشنهادي خودشان در اسامي به راي گذاشته شده، به عنوان ديگري راي داده اند.