منشور کوروش کبیر

مدتی است که منشور حقوق بشر کورش بزرگ سر خط خبرهاست . برای آشنائی دوستان با این سند گرانبها و یزرگترین افتخار ملت ایران این متن را پیشکش میکنم ......از زماني كه «هرمز رسام»، ، استوانهي گلي كوچكي را كه امروزه به نخستين منشور حقوق بشر، شهره است، پيدا كرد، نزديك به ١٣١ سال... ميگذرد. استوانهاي به خط و زبان بابلي نو كه در كاوشهايي در شهر باستاني بابل در تپههاي تاريخي «حله» در كشور امروزي عراق يافت شد. در آغاز بر اين پندار بودند كه استوانه، فرماني از فرمانروايان بابلي است اما پس از برگردان(:ترجمه) و آوانويسياش در كوتاه زماني، روشن شد كه نهتنها اين استوانه دربردارندهي فرمان كوروش بزرگ، شاهنشاه ايران است، بلكه نخستين منشور آزادي يا حقوق بشر جهان نيز در آن نهفته است. استوانهاي كوچك به درازاي ٢٣ سانتيمتر و پهناي ١١ سانتيمتر. استوانهاي كه نزديك به ٢٥٤٩ سال پيش در پي چيرگي كوروش بزرگ بر سرزمين بابل، فرمان نگارشش، داده شد...... استاد عبدالمجيد ارفعي ،تنها و نخستين كسي كه استوانهي كوروش بزرگ را از بابلي به فارسي برگردان كرده است. استادي كه از اندك ايلامشناسان جهان و نخستين كارشناس زبان اكدي و ايلامي در ايران است در این باره میگوید :- اين استوانه به فرمان كوروش به دست يك روحاني بابلي از روحانيان معبد «مردوك»، نگارش شده است. شيوه و سبك نگارشي ان، ميانروداني(بينالنهريني) است اما رفتار و منش نهفته در آن، برآمده از فرهنگ ايران است. اينكه كوروش، سرزمين شكستخوردهي بابل را يغما نكرد، اينكه به باورهاي مردمان بابل، ارج نهاد و هركسي را در دين و آيين آزاد بگذاشت و اينكه در رفتار نشان داد كه به گفتارها و آنچه گفته پايبند است، همهوهمه، برخاسته از فرهنگ پربار ايراني است.- منشور، استوانهاي گلي و خام است كه ٤٥سطر به خط ميخي بر آن به نگارش درآمده است. - فرمان كوروش از آنروي بر استوانهاي گلي، نگارش شده كه اين شيوهي مرسوم در بابل بودهاست وگرنه شيوهي ايرانيها به گونهاي ديگر و با بهرهگيري از تختهسنگها و حكاكي بر آنها بوده است. استوانههاي بسياري در چنين اندازهاي داريم، البته بيشتر در اين اندازه و گهگاه در اندازههاي كوچكتر هستند. نگارش تند و سريع از ويژگيهاي جالب نويسندهي چنين استوانهها و از شگفتيهاي چنين فرمانهايي است. نويسنده آنچنان سريع بايد ميبوده كه تا پيش از خشك شدن گل، متن را بنگارد.- در سالهاي ١٩٧٠ يا ١٩٧٢ ميلادي، استادي آلماني كه بر روي نگاشتههاي بابلي كار ميكرد در بررسيهايش در كتاب موزهي دانشگاه «ييل» آمريكا، متوجه قطعهاي شد كه ميتوانست بخشي از استوانهي كوروش بزرگ باشد.پس از بررسيها روشن شد كه چنين است و از آنزمان، اين قطعه از موزهي دانشگاه ييل، به موزهي بريتانيا امانت داده شد.اما اين قطعه در استوانهاي كه اكنون در موزهي ملي ايران به نمايش درآمده، نيست. چراكه در موزهي بريتانيا به امانت بوده است و موزهي بريتانيا، اين امانت را به ايران امانت نداده است.- منشور از گل خام است و سطرهايش، پشت سرهم آمده است و تنها يك فاصله، ميان سطر نخست و سطر پاياني وجود دارد. - كوروش بيگمان، آشتيجويانه، بدون جنگ و خونريزي،همانگونه كه در منشور آمده به بابل پا نهاده است، چراكه متن ديگري در دست داريم كه نشان ميدهد كه ٢ روز پيش از چيرگي بر بابل، سپاه ايران،شهري را كه در ١٦ كيلومتري بابل بوده، تصرف ميكند و ٢ روز پس از آن، ميدانيم كه سپاه ايران به بابل وارد شده است. اگر قرار بر جنگ و خونريزي ميبود، بيگمان سپاه ايران دو روزه نميتوانست به بابل برسد. البته از شوندهايي كه دروازههاي بابل بدون جنگ و خونريزي گشوده شد، اين ميتواند باشد كه آوازهي رفتار و منش كوروش پخش شده بود و بابليها دريافته بودند كه كوروش شكستخوردگان را نميآزارد، به اسيري نميبرد و كوچ نميدهد.. این متن با استفاده از نوشته میترا دهموبد در روزنامه امرداد تهیه گردیده است.